X
تبلیغات
رایتل
تجهیز کارگاههای ساختمانی و پروژه های عمرانی - سعید سمیعی saaid.samiei

سعید سمیعی saaid.samiei

وبلاگی شامل مقالات مهندسی عمران - ادبیات - مسائل تاریخی و اجتماعی

 

بنام خداوند جان آفرین                 حکیم سخن در زبان آفرین

بنام خداوند جان و خرد                  کزین برتر اندیشه برنگذرد

 سلام بر همه مهربانان

تجهیز کارگاههای ساختمانی و پروژه های عمرانی



 همایشی تحت عنوان « همایش ارزیابی تاثیر اجتماعی سیاست ها ، برنامه ها و طرح ها » برگزار شد و تعدادی از صاحب نظران در این همایش مطالبی عنوان کردند ولی حق مطلب ادا نگردید . حق مطلب یعنی تاثیر اجتماعی طرحها و اینکه عدم توجه به این موضوع جه عواقبی برای یک مملکت می تواند بوجود آورد . بقول معروف این آتشها دودی دارند که به چشم همه می رود ؛ هرچقدر هم که دور از این دود و آتش باشی . در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه ، قبل از اینکه گروههای مهندسی برای یک پروژه عمرانی پا به میدان بگذارند ، گروههای مددکاران اجتماعی و کارشناسان محیط زیست و حقوق دانان و اقتصاد دانان و ... به میدان می آیند ، ولی آیا در طرحهای عمرانی ما نیز چنین عمل می شود ؟ اصلاً یک طرح عمرانی چه ربطی به مددکار اجتماعی و .... دارد ؟

بقیه در ادامه مطلب 

چندی پیش در مقاله ای در رابطه با سد کرج ، گریزی هم زدم به سد دز و در رابطه با تجهیز کارگاه این سد که توسط ایتالیایی ها ساخته شد ، اشاره کردم که ؛ « چنانچه همکاران محترم فیلمی که از ساخت سد دز وجود دارد را دیده باشند ، متوجه خواهند شد که ایتالیایی ها با چه دردسرها و مشقاتی این سد را ساخته اند . نکته جالب توجه در همین فیلم ساخت سد دز ، در این است که قبل از شروع به ساخت ، آن چیزی که در واقع بنام تجهیز کارگاه مطرح است ؛ در این پروژه انجام می گیرد . درمانگاه می سازند ، برای بچه های پرسنلی که قرار است جند سال در ایران بمانند و این سد را بسازند ؛ مدرسه می سازند . بطور خلاصه همه نوع امکان زندگی را برای پرسنل فراهم می کنند ؛ در واقع یک شهرک در دل کوههای زاگرس که جز از طریق راه آهن ، راه دسترسی دیگری ندارد ، می سازند و پس از آن با فراغت کامل از مشکلات پرسنلی در شرایطی بسیار سخت در دل کوههای سربه فلک کشیده زاگرس، این سد را می سازند و تجهیزات و توربین های آن را با چه مشقاتی به محل حمل و نصب می کنند و پایانی موفقیت آمیز را را رقم می زنند ».

اما در تجهیز کارگاههایی که ما در طرحهای عمرانی انجام می دهیم ، آیا یک چنین کارهایی انجام می شود ؟ تا آن فیلم را که در بالا بدان اشاره کردم و مربوط به حدود 50 سال پیش است ؛ نبینید ، واقعاً خوب نخواهید توانست که منظور اینجانب را درک کنید .

اگر به قداست مقام انسانها معتقد باشیم ، هیچگاه به خود اجازه نخواهیم داد که با انسانها اینگونه برخورد کنیم . اصولاً هدف از اجرای این پروژه های عمرانی ، ایجاد رفاه برای زندگی بشری است . ولی چطور به خود اجازه می دهیم که از حرمت عده ای از این انواع بشر بکاهیم تا عده ای دیگر از امکانات رفاهی برخوردار شوند ؟ فرقی نمی کند که این شخص یک کارگر ساده باشد یا یک نیروی متخصص . بهرحال انسان اند ، چه بسا همان کارگر ساده از شعور ، شرف ، صداقت و بطور کلی خصوصیات انسانی بالاتر از یک نیروی متخصص برخوردار باشد . شاید در جواب این سوالات پی در پی من ؛ بگوئید که اینها برای پول درآوردن آمده اند و باید به شرایط زندگی سخت تن درهند تا درآمد کسب کنند . اما آیا این مدت هرچند اندک ، قسمتی از عمر آنها حساب نمی شود ؟ مگر ما مهندسان در عهد و پیمانهایی که با خدای خود بستیم ؛ اقرار نکردیم که تمام تلاشمان را در راه بهبود زندگی بشری مصروف داریم ؟ نمونه های آن را اینجانب تحت گونه هایی از سوگند نامه مهندسی در این وبلاگ ذکر کردم . آیا بحق اینگونه عمل می کنیم ؟ آیا کپرها و یا به اصطلاح امروزی کانکس و کانتینرهایی که برای زیستگاه این انسانها در بدترین شرایط اقلیمی سرد و گرم در اختیارشان قرار می دهیم و نام آن را نیز تجهیز کارگاه می گذاریم ، در شان یک انسان است ؟ مگر ساختن یک زیستگاه با حداقل امکانات زندگی ، جند درصد از کل هزینه های یک پروژه را بخود اختصاص می دهد که بخود اجازه می دهیم که چشمانمان را ببندیم و نبینیم که داریم چه می کنیم ؟ اینجانب هم در سرماهای زیر صفر و هم در گرماهای بالای 50 درجه شاهد این به اصطلاح زیستگاهها بوده ام .

اشتباه نکنید ؛ روی سخنم فقط با پیمانکاران نیست . کارفرمایان بمراتب بیشتر مقصرند که برای تجهیز کارگاه یک پروژه 4 الی 6 درصد از کل صورتوضعیت های پیمانکاران را برای این امر اختصاص می دهند . آیا در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه ، نیز همین مقدار از کل پروژه را برای زندگی انسانهایی که می سازند و در گمنامی مطلق می روند ، اختصاص می دهند ؟ مهندسان مشاور و دستگاههای نظارت هم مقصرند که کنترل نمی کنند که همین مبالغ ناچیز ، صرف تجهیز کارگاه شود . در همین شرایط عمومی پیمان که اکثر مواد و بندهایش از نظر اینجانب ناقص است ( در مقاله ای تحت عنوان نقدی بر شرایط عمومی پیمان در همین وبلاگ اشکالات آن را بیان نموده ام ) ، چه وظایفی در این زمینه ها ، بعهده مشاور گذاشته شده و چه اختیاراتی به وی داده شده ؟ آیا بدانها عمل می شود ؟

اجازه بدهید که در مورد موضوعات فوق ، راهی منطقه عسلویه شویم . هر عقل سلیمی وقتی بخواهد 40 یا 50 هزار نیروی کار را وارد این منطقه کند ، متوجه است که با مسائل امنیتی ، بهداشتی ، روحی و روانی ، فساد و اعتیاد مواجه خواهد بود و باید در زیر ساختها و تجهیز منطقه که گام اساسی است به این مسائل توجه نماید . آیا کارهایی عمرانی که در عسلویه انجام شده و انجام می شود کمتر از ساخت سد دز در 50 سال پیش است ؟ میلیاردها دلار در عسلویه هزینه شده و در نظر است 17 میلیارد دلار دیگر در تاسیسات و سازه ها ی این منطقه هزینه شود ، اگر یک میلیارد دلار آن را برای مهیا نمودن شرایط زندگی انسانهایی که می خواهند در آنجا کار کنند ؛ صرف شود ، کار اشتباه و غیر اقتصادی است ؟ چه انسانهایی که در این منطقه نابود نشدند و نمی شوند ؟

بطور کلی این حکایت بسیاری از پروژه های عمرانی بزرگی است که در کشور ما انجام می شود و در آن نه تنها آدمها ، بلکه محیط زیست هم اهمیت خود را از دست داده است .

یک پروژه که در ممالک توسعه یافته و یا در حال توسعه می خواهد شروع شود ، قبل از هر چیز مطالعات کافی روی آن انجام می گیرد . برای این مطالعات که ممکن است حتی سالها بطول انجامد ، گروه های از تمامی کارشناسان اعم از مهندسان طراح ، اقتصاد دانان ، کارشناسان محیط زیست ، حقوق دانان ، مددکاران اجتماعی و .... به میدان می آیند و برای یک طرح اگر 100 واریانت مختلف وجود داشته باشد را بررسی و نهایتاً با جمع بندی جمیع جوانب ، 99 تای آنها رد و یک عدد از آنها بعنوان طرح قابل اجرا ، به اجرا در می آید . در این رابطه ؛ در آینده مقاله ای خواهم نوشت و در آن نقشهای مددکاران اجتماعی و کارشناسان محیط زیست و باستان شناسان و اقتصاد دانان و حقوق دانان و نهایتاً مهندسان طراح و مهدسان مجری و تجهیزات و ماشین آلات را ، شرح خواهم داد .

در پایان ؛ نتیجه گیری که از این مطلب می خواهم داشته باشم این است که به هر چیزی که ایمان داشته باشیم ، نهایتاً وجدانی در نهاد ما گذارده شده و بزرگترین ثروتهای دنیا نیز ، هیچگاه وجدان ما را آسوده و آرام نخواهند گذاشت ، پس چه بهتر که در همه حال وجدانمان را قاضی اعمالمان نمائیم و اگر هم به خدا و روز جزا اعتقاد داریم که چه بهتر .

در پناه حق باشید

 


+ نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1390ساعت 11:53 ب.ظ توسط سعید سمیعی نظرات (0)



منوی سایت

پیوند ها

آرشیو سایت

موضوعات سایت

صفحات خاص سایت

آخرین مطالب سایت

آمار سایت

فال حافظ

ابتدا نیت کنید

برای گرفتن فال خود اینجا را کلیک کنید

موسیقی متن

طراحی